از زمان 15 خرداد سال 1342 انقلابیون از جمله بنی صدر و بازرگان و سایر کسانی که خمینی را از پاریس به ایران آوردند مدعی این بودند که شاه با تصویب آزادی حق رای و تحصیل به زن بر علیه اسلام عمل کرده و نا مسلمان است و بایست سرنگون شود، حالا بعد انقلاب اسلامی و پیاده کردن اسلام در ایران و نابودی حکومت سکولار پهلوی، آقایان مدعی هستند که شاه مسلمان بود و همه بدبختی ها برای این هست که شاه یک مسلمان معتقد بوده است!
مسلم که هیچ چیز تقصیر انقلابیون نبوده است، برای اینکه بدانیم که همه چیز تقصیر شاه بوده است، آیا بایست فکر کنیم که شاه مسلمان بوده است یا مسلمان نبوده است؟
در سال 57 بوسه های عاشقانه بر دستان خمینی بوسیله بازرگان و بنی صدر رو به دروبین زده میشد که همه بدانند که او رهبر و امام است، اما بعد از کنار گذاشته شدن آقایان، ناگهان خمینی که تا دیروز رهبر انقلاب بود، میشود دزد انقلاب و اهداف آقایان والا تر از لیس زدن دست خمینی بوده است و او را در تاریخ دزد انقلاب معرفی میکنند.
واقعا که انقلابیون هیچ چشم داشتی به در دست گرفتن قدرت نداشتند، برای اینکه ما بدانیم که این انقلابیون نبودند که کشور را ویران کردند، آیا بایست فکر کنیم خمینی رهبر انقلاب بود یا دزد انقلاب؟ یعنی برای رفتند خمینی را به از پاریس به ایران آوردند یا خمینی را از ایران تا پاریس تعقیب کردند؟
میگن شاه دیکتاتور بود و سرکوب گر بود، زندان سیاسی داشت و هیچکس حق صحبت نداشت و بخاطر همین ما انقلاب کردیم. اما از آنجایی که اکثر همین کسانی که دستی در نابودی مملکت دارند، روزی بخاطر عقاید تند و خشنوت طلبی شان در زندان های آن زمان بودند و مهار شده بودند، انقلابیون میگویند که شاه عرضه نداشت و بایست در کشور میماند و قاطعانه مخالفانی که را کشور را به نابودی کشیدند را سرکوب میکرد. ما برای اینکه به آیندگان ثابت کنیم که مقصر شاه بود و انقلابیون همه راهبران راستین بودند، آیا بایست بپذیریم که شاه دیکتاتور بود یا اینکه نبود؟
بالاخره برای انقلابیون سال 57 2 راه باقی نمی ماند .یک اینکه به اشتباه خود اقرار کنند و از مردم بابت بجا گذاشتن این همه ویرانی عذر خواهی کنند. یا اینکه، هر لحظه ورژن جدید از تاریخ انقلابی رو نمایی کنند تا مقصر را شخص دیگر معرفی کنند.


